مردم را حاکم و زمامداری باید ...
امیر مؤمنان درباره حاکم، حکومت و رهبری بیانات فراوانی دارند که از باب اختصار به نمونه هایی از آن اشاره می کنم .

«و انه لابد للناس من امیر . . .»
مردم را حاکم و زمامداری باید . . . .
و لا یبدؤوا بشی ء قبل ان یختاروا لانفسهم اماما، عفیفا، عالما، ورعا بالقضاء والسنة . . .»
بر مسلمانان است که پیش از هر اقدامی، رهبری پاک و وارسته، عالم، پرهیزکار و عارف به قضا و سنت برگزینند . . .
نیز آمده است:

فاعلم ان افضل عبادالله عندالله امام عادل هدی و هدی، فاقام سنة معلومة و امات بدعة مجهولة .»
بدان که برترین بندگان در پیشگاه خدا امام و رهبر عادلی است که خود هدایت یافته و هدایتگر دیگران باشد، سنتهای شناخته شده را در جامعه برپا بدارد، و بدعتهای ناشناخته را نابود سازد).
استواری حکومت اسلامی بر پایه کتاب و سنت:

«فلما افضت الی نظرت الی کتاب الله و ما وضع لنا و امرنا بالحکم به فاتبعته، و ما استسن النبی فاقتدیته » .
چون کار حکومت به من رسید، به کتاب خدا و آنچه برای ما مقرر نموده و ما را به حکم کردن بدان امر فرموده نگریستم و از آن پیروی کردم، و به سنتی که رسول خدا (ص) نهاده است اقتدا نمودم .
«فالله لا تشرکوا به شیئا، و محمد (ص) فلا تضیعوا سنته، اقیموا هذین العمودین، و اوقدوا هذین المصباحین » .
(چیزی را شریک خدا میارید، و سنت محمد (ص) را ضایع نگذارید، این دو ستون را به پا بدارید، و این دو چراغ را افروخته نگاه دارید) .
«فاخفض لهم جناحک، و الن لهم جانبک، و ابسط لهم وجهک » .
(با آنان فروتن باش و نرمخو و هموار و گشاده رو)
«الناس کلهم سواء کاسنان المشط، لافضل لعربی علی عجمی، انما الفضل بالتقوی » . (7)
مردم همانند دندانه های شانه برابرند، عرب را بر عجم جز در تقوا برتری نیست .
«و اقامة الحدود علی القریب و البعید، والحکم بکتاب الله فی الرضی والسخط، والقسم بالعدل بین الاحمر والاسود» . (8)
اجرای حدود بر آشنا و غریب، و حکم به کتاب خدا در هر حال، و تقسیم عادلانه بیت المال بین سیاه و سفید .
«فی العدل الاقتداء بسنة الله و ثبات الدول » . (9)
با به کار بستن عدالت، پیروی از دستور خدا حاصل، و موجبات اقتدار و ثبات دولتها محقق می شود .
العدل یضع الامور مواضعها، والعدل سائس عام » .
عدالت کارها را بدانجا می نهد که باید، و تدبیر کننده ای است به سود همگان .
ان افضل عباد الله عند الله امام عادل » .
بهترین بندگان خدا نزد پروردگار، رهبر عادل است .
«ان افضل قرة عین الولاة استقامة العدل » .
بالاترین روشنی چشم حاکم، برپا داشتن عدل در کشور است .
«والله لا اجد لبنی اسماعیل فی هذا الفی ء فضلا علی بنی اسحق » .
به خدا سوگند [در تقسیم غنیمت] فرزندان اسماعیل را بر فرزندان اسحاق برتر نمی بینم .
«لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا»
بنده کسی مباش که خدا تو را آزاد آفریده است .
«ایها الناس، انما انا واحد منکم، لی ما لکم، و علی ما علیکم، والحق لا یبطله شی ء»
ای مردم، من فردی از شما هستم، همان حقی را دارم که شما دارید، و حق را هیچ چیز نمی زداید .
«لا تقبلن فی استعمال عمالک و امرائک الا شفاعة الکفایة والامانة »
مرا به کار گماشتن عامل و کارگزار، هیچ توصیه ای را مپذیر و تنها لیاقت و امانت داری را مدنظر داشته باش .
«وابتغ فی ما اتاک الله الدار الآخرة، و لا تنس نصیبک من الدنیا .
و در آنچه خدا ارزانی داشته، سرای آخرت را جستجو کن، و بهره ات را از دنیا فراموش مکن .
«و بالدنیا تحرز الآخرة »
به وسیله دنیا می توان به آخرت دست یافت .
فقرزدایی و تلاش برای عمران و آبادانی و شکوفایی اقتصاد و کشاورزی

من وجد ماء و ترابا ثم افتقرا بعده الله » .
نفرین خدا بر کسی که آب و خاک در اختیار دارد و با فقر روزگار می گذراند .
«و لیکن نظرک فی عمارة الارض ابلغ من نظرک فی استجلاب الخراج . . .»
در اندیشه آبادانی باش و نه تحصیل خراج . . .
«ثم استوص بالتجار و ذوی الصناعات و اوص بهم خیرا . . .» .
دیگر اینکه نیکی به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذیر، و سفارش کردن به نیکویی درباره آنان را به عهده گیر .
البته حضرت به مالک توصیه به مراقبت می فرماید که مباد آنان در تجارتشان احتکار و به خریدار اجحاف کنند که مستحق مجازات و کیفرند .
بنابراین اگر با دیده انصاف در خطب، رسائل حکم و مواعظ حضرت (ع) بنگریم و با نظر تحقیق تامل کنیم درخواهیم یافت که این همه دانش و معارف حیات بخش و انسان ساز جز از نفوس والای مؤید به روح القدس برنمی آید، و باید با تواضع اذعان کرد که اولا: نهج البلاغه نمونه بارز این معارف حقه است که در جمیع امور و شؤون حیات انسانی نهجی قویم و طریقی مستقیم است، و ثانیا سخن گفتن پیرامون شخصیت عظیم مولا (ع) به حق مشکل است و به قول مولانا:
در نیابد پخته هیچ خام