نهضت حسینی و خون شهدای کربلا، فجری بود که دیوار ظلمت ظلم را شکافت و روزنه ای به روز بیداری و فجر رست

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْفَجْرِ ﴿۱﴾

وَلَیَالٍ عَشْرٍ ﴿۲﴾

وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ﴿۳﴾

وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ ﴿۴﴾

هَلْ فِی ذَلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ ﴿۵﴾

--------------------------------------------

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿۲۷﴾

ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً ﴿۲۸﴾

فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ﴿۲۹﴾

وَادْخُلِی جَنَّتِی ﴿۳۰﴾

نامگذاری سوره ها بی مناسبت نیست. برخی از سوره ها علاوه بر نام معروف خود، عنوان ویژه ای هم دارد. سوره «فجر» یکی از این سوره هاست. امام صادق(ع) فرموده است:

«سوره فجر را در نمازهای فریضه و نافله خویش بخوانید، که آن، سوره حسین(ع) است و به آن رغبت و اشتیاق نشان دهید».(1)

راستی چرا سوره فجر، سوره حسین بن علی(ع) است؟

مگر در سوره فجر، چه موضوعی مطرح است که با سید الشهدا تناسب دارد؟

در این سوره، به فجر و شبهای دهگانه و به جفت و تاق، و به شب که فرا می رسد، سوگند یاد شده است. … یاد کردی است از قبیله یا سرزمین ارم، با آن ساختمانهای بزرگ و قصرهای افراشته پرستون و بی مانند و عذابی که خداوند به قوم ثمود و فرعون طغیانگر و شکنجه گر نازل کرد و بر آنان که در سرزمینها طغیان و فساد فراوان کردند، تا آنکه خدایی که در کمین ستمگران است، تازیانه عذاب خویش را بر آنان فرود آورد و هلاکشان ساخت.

و این سنّت الهی است که وقتی قومی طغیان و ستم را به اوج رسانند، خداوند زمینه هلاک و نابودی آنان را فراهم می سازد. تازیانه های ستم فرعونی سالها بر گُُرده بنی اسرائیل محروم نواخته می شد. خداوند، موسای نجاتبخش را مأمور رهایی آنان ساخت و فرعونیان در نیل،غرق شدند. قوم عاد و ثمود نیز در فساد و تباهی به نهایت رسیده بودند که خداوند، با صاعقه عذاب و صیحه آسمانی نابودشان ساخت.

امویان نیز برای نابودی دین خدا، کمر همّت بسته بودند و با عترت پیامبر دشمنی می کردند. طغیانشان که به اوج رسید، موجی از خون از کربلا به راه افتاد و سلطه اموی را ویران ساخت.

اگر حکومت شوم بنی امیه را، شام مرگ و تیرگی ظلمت به شمار آوریم، نهضت حسینی و خون شهدای کربلا، فجری بود که دیوار ظلمت ظلم را شکافت و روزنه ای به روز بیداری و فجر رستگاری گشود.

حسین بن علی(ع) با عاشورای خویش، فجری از ایمان و عقیده و حریت را در ظلمت ظلم و در سیاهی ستم پدید آورد، آری… فجر امامت و ایمان، در «غَسَقِ سلطنت آل امیه»!

سوره فجر، یاد از شبهای دهگانه می کند.

سوره فجر، از فرعون مصر یاد می کند که قدرت و سپاه و سلطه ای چشمگیر داشت، که وقتی بیناتِ موسوی از طور تجلّی تابید، محو و نابودی فرعونِ ذی الأوتاد، رقم خورد.

میان شب ظلمانی و فجر نورانی، درگیری همیشگی جاری است. ولی… آنچه سینه سیاه شب را می درد، تیغ سحر و فجر است.

عاشورای حسینی، همان تیغ شب شکن تاریخ، در سینه ظلمتِ ستم بود.

آنها هم که در رکاب «خون خدا» جان باختند، جانهای خدایی داشتند و شمع جمعشان حسین بن علی(ع) بود، آن نفس مطمئنّه الهی!

پایان سوره فجر، خطاب به نفس مطمئنّه است، تا راضی و مرضّی به سوی خدا بازگردد و در بهشت برین جای گیرد.

در فجر عاشورا، نفس مطمئنّه حسینی، به ملکوت خدا و بهشت برین پر گشود. یاران شهیدش نیز هاله مقدّس آن فروغ خدایی بودند که به سوی جنّت موعود، پر کشیدند.

باز می گردیم به این پرسش که چرا این سوره به نام حسین بن علی(ع) مشهور است؟

والفجر که سوگند خــدای ازلی است روشنگـر حقـی است که با آل علی است

این سـوره به گفتـه امــام صـادق(ع) مشهور به سوره حسین بن علی(ع) است

رمز این نامگذاری را نیز، امام صادق(ع) چنین فرموده است:

«حسین(ع)، صاحب نفس مطمئنّه و راضیه و مرضیه است. یاران او نیز از دودمان رسالت، در روز رستاخیز از خداوند راضی اند. خدا نیز از آنان راضی است.»(2)

پس پیروان آل محمد، به توصیه حضرت صادق(ع)، در نمازهای مستحب و واجب خویش، سوره «والفجر» را می خوانند، که سوره حسین(ع) است، تا از او الهام بگیرند، درخشش در ظلمت شب را، شکافتن سینه ستم را، آغازگر بودن روز روشن ایمان و امید را و مبارزه با طاغوت را و… شعله افکندن در خرمن فساد را.

این است که «فجر»، سوره حسین بن علی(ع) است.

پایان این نوشته را کلامی از مفسّر بزرگ مرحوم آیة الله طالقانی قرار می دهیم که می نویسد:

«… گویا ائمّه معصومین(س) از این جهت این سوره را سوره حسین(ع) نامیده اند که قیام و شهادت آن حضرت در آن تاریکی طغیان، مانند طلوع نور فجر، از نو منشأ حیات و حرکت گردید، خون پاک او و یارانش به زمین ریخت و نفوس مطمئنّه آنها با فرمانِ «ارجعی» و با خشنودی به سوی پروردگار شتافت، تا همیشه از دلهای پاک بجوشد و آنها را با هم پیوسته دارد و الهام بخشد، تا از این الهام و جوشش، نور حق در میان تاریکیها بدرخشد و راه حیات با عزّت باز، و پایه های ظلم و طغیان بی پایه گردد و طاغیان را دچار خشم و نفرین کند: والفجر… الم ترکیف فعل ربّک بعادٍ…» (3)

1ـ اقرؤا سورة الفجر فی فرائضکم وَنوافِلِکم، فانّها سورةُ الحسین(ع) وَارْغَبُوا فیها (تفسیر برهان و مجمع البیان، در سوره فجر، سفینة البحار، ج2 ص346).

2ـ فَهُو ذو النفس

المطمئنّة الرّاضیة المرضیةِ واصحابُه مِن آلِ محمّدٍ هم الرّاضُونَ عَنِ اللّه یومَ القیامةِ وهو راضٍ عَنهم. (العوالم، عبدالله البحرانی، جزء امام حسین، ص98).

3ـ سید محمود طالقانی، پرتوی از قرآن، جلد4 (ذیل تفسیر سوره فجر)، ص82.

عاشورا هنوز نگذشته است و کاروان کربلا هنوز در راه است و اگر تو را هوس کرب و بلاست، بسم الله...

محرم در نگاه شهید اهل قلم مرتضی آوینی

کربلا هنوز قلب تپنده تاریخ است.

تکه ای از عرش اعلی که به حرمت حسین بن علی به خاک فرش گسترد.

تو مپندار که ما عاشقان ثار الله برای تکه ای خاک اینگونه فریاد واویلتا سر می دهیم.

برادر!

اگر شوق پرواز داری و زیارت حق را می جویی به پا خیز. چکمه هایت را بپوش

ره توشه ات را بردار

و هجرت کن

امام حسین (ع) در صحرای کربلا انتظار تو را می کشد

عاشورا هنوز نگذشته است و کاروان کربلا هنوز در راه است و اگر تو را هوس کرب و بلاست، بسم الله...

منطق ما منطق حسینی است و اگر دشمن این حقیقت را دریابد،هرگز در انتظار خستگی ما نخواهد بود.

راه قدس از کربلا می گذرد، نا اهلان پنداشته اند که مسلمین را خوابی عظیم فرا گرفته ، غافل از آنکه مؤمنین سالهاست که فرزندانشان را ابراهیم وار برای قربانی شدن در راه حق آماده کرده اند.

یاران! شتاب کنید، قافله در راه است.

می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند؟

آری، گناهکاران را در این قافله راهی نیست...

اما پشیمانان را می پذیرند.

آدم نیز در این قافله ملازم رکاب حسین است،

که او سرسلسله خیل پشیمانان است.

ای دل! تو چه می کنی؟

می مانی یا می روی؟

داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند!

بسیجی عاشق کربلاست، و کربلا را تو مپندار که شهری است در میان شهرها

عاشورا و عافیت با هم جمع نمی شوند.

کربلا قلب زندگی است که حیات تکاملی انسان در همه تاریخ مدیون اوست.

در عالم رازی هست که به بهانه خون فاش نمی شود، اگر در کعبه احرام سفیدی می بندی در کربلا باید کفن سرخ احرام بست، آنان که از مرگ می ترسند، از کربلا می رانند که کربلا مستقر عشاق است.

عاشورا حجی دیگر است که آن حج نخستین را تکمیل می کند.

داوند خمیر وجود مؤمن را با خاک کربلا و خون شهدایش سرشته است، کربلا میزان عشق است، هیچ کس را تا به کربلا نیازموده اند از دنیا نخواهند برد.

وقوف در عرفات ، مقدمه وقوف در مشعر است. یعنی که عرفان مقدمه شهود و چون به شهود رسیدی مهیای شهادت باش، آنچنان که اسماعیل بود و آنچنان که حسین

راحل را دیده ای که چگونه در آیینه آب وارونه انعکاس یافته است؟ سر آنکه دهر بر مراد سفلگان می چرخد اینست که دنیا وارونه آخرت است.

اگر کشاکش ابتلائات است که مرد می سازد، پس یاران در از سامان برکنیم و روی به راه نهیم، بگذار عبدالله بن عمر ما را از عاقبت کار بترساند

اگر رسم مردانگی سر باختن است، ما نیز چون سید الشهدا پاسخ خواهیم گفت.

آه یاران! اگر در این دنیا رسم مردانگی اینست که سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه کنند...بگذار اینچنین باشد. این دنیا و این سر ما!

وا محمدا ! چرا هیچ دستی و علمی از هیچ جا به یاری حق بلند نمی شود؟ آیا همه دستها بریده اند؟ زبان ها را نیز؟ پس چرا هیچ فریادی به دادخواهی بر نخاسته است؟ و تو ای دل! تو را نیز از این سنت لایتغیر الهی خلقت گریزی نیست. نپندار که تنها عاشورایان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر... صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است.

انسان اگر انسان باشد و به وجدان خویش رجوع کند، ندای سید الشهدا را از باطن خویش خواهد شنید که میثاق فطرتش را به او گوشزد می کند. خداوند سرو جان را نیز همچون امانتی به انسان بخشیده است تا هردو را فدای امام حسین کند.

وتو !

ای آنکه در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای،

نومید مشو،

که تو را نیز عاشورایی است

و کربلایی که تشنه خون توست

و به کهف حصین لازمان و لا مکان ولایت ملحق شوی

و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله ی سال شصت و یکم هجری برسانی

و انتظار می کشد

تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی

و از خود و دلبستگی ها یش هجرت کنی

و در رکاب امام عشق به شهادت رسی...

شریان قیام ما نیز به قلب عاشورا می رسد. این قلب حسین است که در پیکره ما می تپد و این چنین اراده ما، اراده حق است و قدرت ما از مبدا لایزال قدرت الهی است.

بسم الله الرحمن الرحیم   حي على العزاء .... حی علی البکاء (در زیر خیمه اش همه یک خانواده ایم )

عکس و متن پیشواز ماه محرم 1400 + متن ها و اشعار زیبای ماه محرم ۱۴۰۰

امام علی علیه السلام :حق خدا و مردم را از خودت و خویشان و نزدیکانت بستان

امام علی علیه السلام :

حق خدا و مردم را از خودت و خویشان و نزدیکانت و هر رعیتی که مورد توجه و علاقه توست بستان ، زیرا اگر چنین نکنی ستم کرده ای !