پرچم سرخ عموت و دیدم ... گفتم رقیه، رنگ پرچمش کبوده
هم سن و سالات روضه گرفتن
خوش اومدی سراغ دوستات و گرفتی
من زندگیت و نقاشی کردم
اون لحظه که انگشت بابات و گرفتی
دوست دارم گنبدت و تا عرش اعلاء بکشم
جای گلدسته برات دستای سقا بکشم
دوست دارم اگه بگی تشنمه دریا بکشم
صورت ماهت و با چادر زهرا بکشم
ای وای من وای من ای وای من ای وای من بابای من
عمرت به دنیا میگن نبوده
این دفعه پنهونی بخند دنیا حسوده
پرچم سرخ عموت و دیدم
گفتم رقیه، رنگ پرچمش کبوده
من به احترام تو گوشوارم و وا میکنم
یا اصلا فردا میرم موهام و کوتاه میکنم
من چقدر تو روضه ها با زجر دعوا میکنم
به جون بابام میرم بابات و پیدا میکنم
ای وای من وای من ای وای من ای وای من بابای من
شوق اربعینم ، امضا رقیه
تو موکبا دنیایی دارم با رقیه
بیشتر شه زورم چایی میریزم
هر جا که دستم سوخت، میگم یا رقیه
به بابام میگم سوال، کبود شه گونم چی میشه؟
تو خیابونا اگه یه شب بمونم چی میشه؟
دست به پهلو بگیرم میخواهم بدونم چی میشه؟
تو ببینی من و با قد کمونم چی میشه؟
میخواهم بدونم چی میشه؟
ای وای من وای من ای وای من ای وای من بابای من
افعال انسان در عدالت، به میانهروی و اعتدال انجام میشود و این از شریفترین و برترین فضیلتهاست، زیرا جامع همه فضایل و ملازم آنهاست، عدالت اخلاق، در حقیقت شامل تعادل و عدالت میان قوای درونی انسان و انعکاس آن بر رفتار ظاهری است و مصداق آن انبیاء (علیهمالسلام) میباشند.