شهید بهشتی : گرسنگی را هم فقط در کتاب خوانده اند
شهید بهشتی :
آنان که زمستان را از پشت پنجره دیده اند و گرسنگی را هم فقط در کتاب خوانده اند ، نخواهند توانست که نمایندگان شایسته ای برای دفاع از حقوق مردم باشند !
شهید بهشتی :
آنان که زمستان را از پشت پنجره دیده اند و گرسنگی را هم فقط در کتاب خوانده اند ، نخواهند توانست که نمایندگان شایسته ای برای دفاع از حقوق مردم باشند !
السَّلامُ عَلَیْكَ یَا رَسُولَ اللّٰهِ
السَّلامُ عَلَیْكَ یَا خاتَِمَ النَّبِیِّینَ
السَّلامُ عَلَیْكَ یَا مُحَمَّدُ ، السَّلامُ عَلَیْكَ یَا أَحْمَدُ
ابوذر گفت: روزی در مسجد، خدمت رسول گرامی رسیدم.در مسجد، جز پیامبر اسلام و علی ـ علیهما و آلهما السلام ـ کسی دیگر نبود. خلوت مسجد را مغتنم شمردم و پیش رسول اللّه رفته، گفتم:«ای رسول خدا!پدر و مادرم فدایت. .. مرا وصیت و سفارشی کن، تا خداوند مرا به خاطر آن سود دهد.»
فرمود: چه خوب، ای ابوذر! تو از مایی.تو از خانواده مایی، و تو را سفارش می کنم که آن را خوب فراگیری، وصیت و توصیه ای که در بردارنده تمام راه ها و روش های خیر و خوبی است. اگر آن را بیاموزی و پاسدارش باشی به منزله دو بالی خواهد بود که تو را در پرواز مدد کند.
ای ابوذر!خدا را آنگونه عبادت کن که گویا او را می بینی.اگر تو او را نمی بینی، او تو را می بیند. بدان که سرآغاز عبادت و خداپرستی، «معرفت» و «شناخت» است. او قبل از هرچیز، «اوّل» است و چیزی پیش از او نبوده است.او یکتایی است که دوّمی ندارد.پاینده ای است که نهایت ندارد. آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست، پدید آمده از قدرت اوست.او«آگاه» و «توانا» است.
پس از توحید، مرحله دوم «بندگی خدا»، ایمان آوردن به من است و اعتراف و اقرار به این که خداوند مرا به سوی تمامی بشریت، به عنوان «بشیر» و «نذیر» فرستاده است، تا این که خلایق را به فرمان خدا به سوی حق (که خداوند است)دعوت کنم.
پس از توحید و اعتراف به رسالت من، دوستی کردن با «اهلبیت من» است، این خانه و خانوادهای که به خواست خدا و اراده او نجس و پلیدی از آن رفته و به «طهارت» رسیده است و بدان ای اباذر! که خداوند خاندان مرا در میان امتم مانند کشتی نوح قرار داده هر کس سوار شد نجات یافت و هر کس دوری کرد نابود شد و مانند باب حطه است در بنی اسرائیل هر کس وارد شد در امان بود.
ای اباذر! وصیت مرا یاد بگیر که خوشبخت دنیا و آخرت باشی.
ای اباذر! پنج چیز را پیش از پنج تا غنیمت بشمار: جوانیت را پیش از پیری؛ تندرستیت را پیش از بیماری؛ دارائیت را پیش از ناداری؛ آسودگیت را پیش از سرگرمی؛ زندگیت را پیش از مُردن.
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا شَبِيهَةَ أُمِّ مُوسَى وَ ابْنَةَ حَوَارِيِّ عِيسَى
السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ
سلام بر تو اى آنكه مانند مادر موسى و دختر حوارى عيسى
سلام بر تو اى نفس قدسى با تقواى مهذب پاكيزه صفات
نمره ی صندلی ام باز در آمد ، هشت است
ساعت رفتن من نیز به مشهد ، هشت است
همه جا مضربی از هشت و به تخت اعداد
آنکه امروز نشسته است به مسند هشت است
بین ما مردم ایران نود و نه درصد
عدد حاجتمان پنج نباشد ، هشت است
کربلایی ست دلم در وسط مشهد تو
کسر بر نُه شود هفتاد و دو درصد ، هشت است
علی و فاطمه را هشت عدد حرف بس است
حاصل ضرب دو تا اسم محمد ، هشت است
عدد چهار همان پرچم سبز حرمت
یازده شکل دو گلدسته و گنبد ، هشت است
هفتِ بی تاب ترینت لب پایین من است
گر برویش لب بالایی مرقد ، هشت است
هشتمین بیت رسیده است که تاکید کنم
بهترین ساعت پرواز به مشهد ، هشت است
مهدی رحیمی