اولین مخالف با ولایت امیر المومنین
حارث بن نعمان فهری پس از مخالفت آشکار خطاب به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت : " ای محمد " ما را به خدا خواندی پذیرفتیم ، نبوت خود را مطرح کردی ، لااله الا الله و محمد رسول الله گفتیم ، ما را به اسلام دعوت کردی اجابت کردیم ، گفتی نماز در پنج وقت بخوانید خوااندیم ، به زکات و روزه وحج و جهاد سفارش کردی اطاعت کردیم ، حال پسر عموی خود را امیر ما ساختی که نمی دانیم این حکم از طرف خداست یا با اراده شخصی شما پیدا شده است ؟
رسول خدا " ص" پاسخ داد سوگند به خدا که جز او پروردگاری نیست . این دستور از طرف اوست .
حارث بن نعمان فهری با غروری که تمام وجودش را فرا گرفته بود تقاضای عذاب کرد . بیچاره فکر می کرد قدرتی وجود ندارد تا او را کیفر دهد .
سر به آسمان بلند کرد و گفت : " خدایا اگر آنچه را که محمد درباره علی می گوید از طرف تو است و به امر توست ، سنگی از آسمانی بر من فرود آید و مرا عذاب کند " هنوز سخنانش به پایان نرسیده بود که از آسمان سنگی بر او فرود آمد و او را به هلاکت رساند که آیات 1و 2 سوره معراج نازل شد .
تذکره الخواص صفحه 19 : ابن جوزی حنفی و تفسیر المنارج جلد 6 صفحه 464