من شنیدم میخری بی معطلی "یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ" علی
من کی ام اهل گناه و معصیت
سرکش و آلوده و بی معرفت
سفره ات بد جور بی حرمت شده
این گدا از بس که بی غیرت شده
بین عصیان و گناه دارم شعف
تیر شیطان میخورد هی بر هدف
با عذاب خود گرفتارم نکن
پیش چشم دشمنت خارم مکن
گوهر اشگم چه بی قیمت شده
فاطمه غمگین و ناراحت شده
گرچه هستم در خور محکومیت
کم ندیدم لطف و جود و مغفرفت
من گناهکارم ولی کو کاتبش
کی ضرر داده در این جا کاسبش
کاش میشد باز دلداری کنی
آبرو دار آبرو داری کنی
تو خودت مشتاق دیدارم شدی
از همان اول خریدارم شدی
الهی العفو
من شنیدم میخری بی معطلی
"یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ" ، علی
در ندارم دیگر اصلا در صدف
وای برمن بسته شد راه نجف
یا علی من را به بند خود ببر
تا ضریح دلپسند خود ببر
ساقی خمار ساقر را بده
خوشه انگور حیدر را بده
آنچنانی که نباید میشود
آبرو ریزی بی حد میشود
باز کن پرونده ام را ریز ریز
پیش زینب آبرویم را نریز
گر نبخشی بیشتر بد می شود
کربلایم دیر دارد می شود
نیستم محروم از خیر حسین
ناامیدم از همه غیر حسین
روی خاک داغ دشت افتاده بود
خنجری از پشت آماده بود
با قد خم مادرش را دید و بس
مو پریشان خواهرش را دید و بس
لشگری با نیزه روی لب زدند
نعل های تازه بر مرکب زدند
حال زار دخترش آشفته شد
قطعه قطغه پیکرش ...

افعال انسان در عدالت، به میانهروی و اعتدال انجام میشود و این از شریفترین و برترین فضیلتهاست، زیرا جامع همه فضایل و ملازم آنهاست، عدالت اخلاق، در حقیقت شامل تعادل و عدالت میان قوای درونی انسان و انعکاس آن بر رفتار ظاهری است و مصداق آن انبیاء (علیهمالسلام) میباشند.